تبليغاتX
بچه های مهندسي آب
بچه های مهندسي آب


دانشجویان مهندسی اب دانشگاه شیراز ورودی 88



سوتی نوشت
 
ضایع شدیم : یه بار تو اتوبوس جامو دادم به یه خانم پیر .خیلی تشکر کرد. وقتی پیاده می شد خواست دو تا بلیط بده .پریدم همچین دستشو گرفتم که کم موند بازوش کنده بشه.

: نه حاج خانم!زحمت نکشین!

یهو دیدم یه خانم جوانتر هم داره با اون پیاده میشه و مات و مبهوت منو نگاه می کنه.

پیرزنه گفت : وای ببخشین ها دو تا بلیط بیشتر ندارم و گرنه بلیط شما رم میدادم!

مارو میگین

 مایع شدیم! : یه بار یه نشریه دانشجویی بود با یکی از همدانشگاهی ها که حتی اسمشو نمی دونستم داشتیم ورقش می زدیم. یه شعر طنز بود . همینجوری سر سری خوندمش و گفتم : یخ کنی! چه بیمزه!

هم دانشگاهی با من و من  گفت : آخه دو بیتشو چاپ نکردن!
  نگو مال خودش بود.

مارو میگین، از خجالت آب( مایع!) شدیم !

 

کنف شدیم : هفت سالم  بود. با یکی از بچه محلها  لج کرده بودم. یه بار  سر ظهری هی  رفتم زنگشونو  زدم فرار کردم. چهار باری فکر کنم این کارو کردم.اونقده دلم خنک شد. بعد از ظهر که با شور و شعف شیطنتم رو واسه دوستام تعریف می کردم ؛ یکی گفت: زنگ اونا که خرابه!!!

ما رو میگین؛ از رو نرفتیم . هی می گفتم : خودم صدای زنگو شنیدم!

و اون بچه ی تخس هم می گفت : چااااااااااااخاااااااااااااان!

 
سوتی دادیم! : یه بار یکی از دوستای خونوادگی ما با اهل و عیال نیم ساعت قبل از افطار اومدن خونه ی ما . داشتیم خوش و بش می کردیم که من گفتم :

 

خوش اومدین!صفا آوردین!بابا بعد از افطار می اومدین ساعتی دور هم می نشستیم دیگه!!!

و همه ...... و من باز

 

ضعف کردیم : یه بار سر شب رفتم خونه عمو.گفتن : شام خوردی؟!

     الکی گفتم : آره!

در حالیکه ناهار درست وحسابی هم نخورده بودم. یک ساعتی که گذشت دیدم ضعف می کنم . مجبور شدم دزدکی و طوری که خیلی تابلو نباشه شش تا شیرینی بخورم و سه تا سیب!(کم نیاوردیم)
 
 
 
از نوشته های یه دوست قدیمی

+ نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1391ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط نعیمه عباسی |



بچه ها عیدتون مبارک....
 
خونه مون عیدا پر مهمونه
میرن مهمونا از اونا فقط
آشغالاشون به جا می مونه
کجاست اون کیوی ؟
چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز؟ خدا میدونه!
جعبه خالی شیرینی هنوز
گوشه طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپز خونه
شیرینیش کجاست ؟ خدا میدونه
می رن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه
از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل... تو گل می مونه!!
یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته تو قندونه
قند نصفه ی عمو جون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه!
می رن مهمونا از اونا فقط
نصفه ی دندون به جا میمونه
پسته ی خندون ، بادوم شیرین
فندق درباز مال مهمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
که از این آجیل ، به غیر تخمه
واسه ما بعدها چی چی میمونه!
waaah


+ نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1390ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط نعیمه عباسی |



سلام ..

اینم از همون جایی آوردم که قبلی رو پیدا کردم ....

 

این یکی دیگه فکر نکنم امتحانش خطری داشته باشه

احتمال جوون مرگ شدن یا سکته و اینا هم نداره....  (- :

 

 

" توانایی حرکت دادن اجسام بوسیله ذهن

تله کینزی توانایی حرکت دادن اجسام توسط انرزی روانی می باشد.تئوری که در ارتباط با تله کینزی وجود داره این است که آن به وسیله میدانهای انرزی یا امواج انرزی روانی که به میزان کافی متراکم شده اند باعث حرکت اجسام می شود. هر کسی با سعی و تلاش مناسب می تواند نیروی خود را تحت کنترل در آورده و مورد استفاده قرار دهد.
همه افراد بطور ذاتی دارای نیروهای روانی و قدرت تله کینزی می باشند.
ما از همه قسمتهای مغز خود استفاده نمی کنیم.هر یک از ما از قسمت خاصی از مغز خود بیشتر استفاده می کند.برخی از افراد از هنر لذت میبرند.
برخی دیگر از ریاضیات .منطق.ورزش.نویسندگی .... هر یک از این فعالیتها از قسمت خاصی از مغز استفاده می کنند.
این مسئله در مورد نیروهای روانی نیز صادق است.همه ما هر کدام تا حدی از پتانسیل های روانی خود استفاده می کنیم.
برخی از افراد فقط می دانند که چه وقت چیزی در حال مقوع است یا می توانند نتیجه یک حادثه را بهتر از دیگران پیشگویی کنند یا میتوانند حس کنند که فردی را که ملاقات میکنند کاراکتر خوب یا بدی دارد.
همه اینها نشان دهنده استفاده از نیروهای روانی می باشد. هر کسی می تواند با تمرین و ممارست قسمتهای خفته مغز را بیدار کند.
هر کسی میتواند با تمرین مناسب تله کینزی را یاد بگیرد.
تنها چیزی که مانع پیشرفت شما می شود باور نکردن خودتان است درست مانند بچه ای که می گوید:من نمی توانم ریاضیات را یاد بگیرم.اینکار غیر ممکن است.
پس اولین کار فکر کردن به این موضوع است که باید باور کنید که میتوانید که خواستن توانستن است بعد میرسیم به مهمترین مغوله که خلق است که این ممکن نیست به غیر از تمرین و پشت کار باید از اول بگید که من میتونم وبعد تمارین و بعد خلق است که خودتون که برای بار اول که تونستین حال میکنین باید هر روز به خودتون بگین که من انجام میدم و میتونم.

استعداد افراد درفرا گيري وپيشرفت درين زمينه مانند هر پديده آموزشي ديگرمتفاوت ومتنوع خواهد بود . درصورتيکه انواع ديگري از آموزشها وتمارين مربوطه وجود دارد که به ايجاد ريلکس منتهي ميشود لذا امکان دارد که هر آموزش درين مورد مناسب ومتناسب با وضعيت جسمي وروحي فرد باشد که با مورد خاصي ازايجاد ريلکس هماهنگ وبه نوعي مترداف درساختاري اين ايجاد است ونکته ديگر اينکه انرژيهاي روحي ازجمله افزايش وازديادچه توانائي درزمينه دريافتهاي خارج ازحسي ،تحت تاثير وشرايط برخي از عوامل محيطي قرارميگيرند لذاافزايش ويا نقصان امواج مغناطيسي ، فشارهوا ، تابش اشعه هاي کيهاني ،وميزان ذرات باردار الکتريکي و..، اختلالات وتغيراتي درين زمينه ها ايجاد مي کنند البته هر چه قدرقدرت و قابليتهايمان افزوده شود کمتر تحت تاثير اين نوسانات قرار مي گيريم ضمن اينکه هرفردي ازافراد جامعه در زمينه نيرو وقدرت هاي روحي با يکديگر نيز متفاوتند بعضي استعداد بيشتري در زمينه روشن بيني يا کلرويانس (clairvoyance)دارند وبرخي در زمينه پسيکومتري ,(psychomery)ياpk(بسيکوکي نسيس psychokinesis)ويا شفابخشي واحتمالامواردي ديگر ازين دست ،قدرت واستعداد نشان ميدهند ومبحث اين جلسه در ارتباط با قدرت تاثير گذاري برحرکات اجسام يا(تله کينزي) است خصيصه اي که شخص را قادر مي کندتا ازطريق آن براشياء مختلف اثر گذاشته يا آن اشياء را به حرکت درآورددر مراحل اوليه اين تمرين و آزمايش سعي ميکنم از مواردي تجربه کسب کنيمکه تا حدودي انجام آن ساده تر است لذا پس از آرامش وتمرکز به روشي که قبلا گفته شد ويا به طريق هاي ديگر، بايد فکر واراده خود را متوجه شيئي مورد نظر کرده به شدت به منظوري که داريم فکر کنيم يعني اگر منظور ازتمرين ، حرکت دادن آن شيئي باشد روي حرکت وجابجائي آن تمرکز ميکنيم ولي اگر منظور خم کردن آنست تمام توجه را بدين منظور روي آن شيئي تمرکز ميدهيم ،رمز موفقيت دراين تمرين تقويت اراده وشدت خواسته ما است واينکه با يقين واعتقاد به اين پديده واطمينان به حصول نتيجه آن ،که مورد اخيربسيار در موفقيت موثراست.
تمرين 1-
در اطاقي ساکت وبا روشنائي کم مي نشينيم وليواني را به فاصله حدودا هفتاد سانتيمتري قرار مي دهيم وسپس يک برگ کاغذ به ابعاد 15در15 و يا 20در20روي آن ميگذاريم آنگاه در حالي که در آرامش قرار داريم تمام توجه مان را روي کاغذ متمرکز ميکنيم وبه شدت اراده ميکنيم که کاغذ رابه حرکت درآوريم و از روي ليوان بيافتد سعي کنيم که ليوان وکاغذ درمقابل نسيم و يا تفس مان قرار نگيرند در صورت عدم موفقيت باز هم به تمرين ادامه ميدهيم البته زياد خود را خسته نکنيم لذا در ادامه آزمايش ودر صورت موفقيت، بجاي کاغذ ازمقوااستفاده ميکنيم .
تمرين 2-
چند عدد چوب کبريت را روي ميز مقابل خود ميگذاريم سپس درحالي که دستان خود را درفاصله 20 تا 30 سانتيمتري بالاي آن قرارمي دهيم با حرکت دادن دستانمان ازهمان فاصله سعي ميکنيم چوب کبريت ها رابه حرکت درآوريم وتا ازروي ميز بريزندبايد توجه کنيم که م.فقيت دراينکار بستگي به شدت تمرکز و اراده وميل باطني مان دارد نه جهد وکوشش ظاهري ....درصورت موفقيت ميتوانيم از اشياء سنگينتر مانند خودکار ويا قوطي کبريت ...ويا شيئي سنگينتري استفاده کنيم..
تمرين 3-
يک سوزن عمولي وتا حدي کم قطر يا نازک را درمقابل خود به فاصله40 تا 70 سانتيمتري قرار مي دهيم آنگاه در آرامش کامل ، فکر ونگاه خود را روي آن تمرکز داده وبا يک قصد ونيت دروني اراده مي کنيم که سوزن خم شود بايد اين احساس را درخود تقويت کنيم که نيروئي که ازچشمان ما به طرف شيئي مورد نظرمان ساطع ميشود عنقريب آن شيئي (سوزن)،خم خواهد شد بعداز موفقيت دراين کار ميتوانيم از اشياء بزرگتر مانند قاشق وچنگال ويا ميخ .غيره استفاده کنيم...
توصيه هاي لازم.
در مراحل اوليه تمرين ها وآزمايش ها اصراري براي موفقيت صددرصد نداشته باشيدبلکه در شرايط تمرين ، حدوث پديده را از طريق يک احساس وتحريک دروني منتظر باشيد زيرا پديده حرکت ، نيروي عصبي ورواني زيادي رابه مصرف ميرساند لذا درصورت موفقيت نبايد بلافاصله اقدام به تمرين نمود ويااينکه با اشياء بزرگتروسنگين تري انتخاب کنيد بهتر است ابتداء به جلسات نظم داده سپس مدتي روي يک شيئي تمرين کرده وآنگاه به اشياء سنگينتربپردازيم نظم دادن به جلسات وحفظ آرامش درهر جلسه دستيابي به موفقيت را امکان پذير ميکند لذا با توفيق دريک تمرين نبايد براي حصول به نتيجه اي قطعي تر نظم جلسات را بر هم بزنيد بهتر است با متانت وصبوري به تمرينها ادامه دهيد ودر صورت موفقيت درتمرينات قبل از حصول مهارت لازم،نبايد استعداد خود را به نايش بگذاريد ودرميان جمع عمل کنيد زيرا دراثرتشتت افکار نيروي رواني بيشتري مصرف شده وامکان موفقيت کم ويا ممکن نميشودضمنا چنانچه افراد در جلسات خود وسيط(مديوم ) ويا احتمالا کودک ونوآموز باشند به وقوع پديده کمک ميکنند زيرا سيلات رواني آنها به گونه ايست که درحدوث پديده دخالت خواهد
 "

 

+ نوشته شده در جمعه 12 اسفند1390ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط نعیمه عباسی |



سلام.

بچه ها من این مطلب رو یه جایی خوندم ترسیدم اجراش کنم گفتم یهو وسطش سکته ای چیزی میکنم...چون من کلاً از جن و اینا میترسم ..

حالا شما بخونیدش اگه تونستید جن ببینید برای منم تعریف کنید خیلی دوس دارم...!!

به دنیای جادوگری و اسرار آن خوش آمدید!!!

***احضار جن،احضار جن، احضار جن، احضار جن، احضار جن، احضار جن، احضار جن، احضار جن***


" نمي دانم كاري كه مي كنم درست است يا نه اما از انجايي كه مي دانم افراد زيادي مثل خودم علاقمند به علوم غريبه هستند و احتمالا سوالات زيادي ذهنشون رو به خودش مسغول كرده مي خوام روشي رو كه خودم بهش رسيدم و خيلي چيزها برام روشن شد رو توضيح بدم قبلش ذكر چند نكته لازمه:

1.   از دوستاني كه قصد متهم كردن من به دروغ گويي دارند ! تقاضا دارم يكبار روش رو امتحان كنند و در صورتي كه جواب نگرفتند اونوقت متهم كنند!

2.   كسي كه اين احضار رو انجام مي ده در صورتي كه نيروي دروني و روحي بالايي نداشته باشه ممكنه تا مدتي دچار كسالت ، افسردگي و در موارد حاد تر جنون بشه ! بنابراين هيچ مسئوليتي متوجه من نخواهد بود.

3.   كساني كه قدرت تمركز قوي تري دارند در احضار موفق ترند چون قراراست شما مديوم باشيد

روش احضار جن:


در يك اتاق نيمه تاريك و ساكت ترجيحا نيمه شب (كه تمركز بالاتر و احتمال موفقيت دو چندان است) بنشينيد .10 دقيقه تمركز كنيد و در اين مدت فقط به اجنه و ارتباط با اونها فكر كنيد. سوره جن را تا آخر بخوانيد. سپس يك قلم و كاغذ بر داريد و قلم را در دست گرفته نزديك كاغذ نگه داريد بطوريكه نوك قلم روي كاغذ باشد . سپس بگوييد از ارواحي كه در اينجا حاضر هستند مي خواهم كه از طريق اين قلم با من صحبت كنند و چند بار اين جمله را تكرار كنيد.و بگوييد سلام .خواهيد ديد كه دست شما بدون اراده و خواست شما شروع به نوشتن مي كند و جواب شما را مي دهد و اين بدليل اين نكته است كه جن اكنون در بدن شما ميهمان است و از طريق دست شما با شما ارتباط برقرار كرده البته در صورتي كه از تمركز بالاتري برخوردار باشيد نيازي به قلم و كاغذ نخواهيد داشت و جن بصورت ذهني با شما حرف مي زند و تفاوت ميان افكار خودتان و حرفهاي جن ميهمان برايتان كاملا ملموس خواهد بود و اينجاست كه به معناي واقعي كلمه ي "وسوسه " پي خواهيد برد.در حين جلسه براي اينكه مطمئن شويد اينها تلقين نيست از جن بخواهيد كه به نحوي حضور خودش رو براتون ثابت كنه مثلا پرده رو تكون بده يا ضربه اي به در بزنه
.در ضمن مراقب باشيد كه سر كار نريد چون جنها هم مانند ما انسانها خوب و بد دارند و ممكن است يك جن شرور به تور شما بخورد كه بخواهد كمي اذيتتان كند مثلا خودش را بعنوان روح يكي از بستگانتان معرفي كند و اشك شما را در بياورد بعد آخر سر بفهميد كه داره شما رو دست مي ندازه و بهتون مي خنده ( جنها اغلب از اين كارها لذت ميبرند)
اكثر اوقات در اين احضار ها اين اجنه هستند كه حاضر ميشند و احتمال حضور ارواح خيلي كمه.
در پايان جلسه خداحافظي كنيد و بگوييد "اخرج به حق سليمان بن داوود" تا جن از بدن شما خارج شود.
از دوستاني كه اين روش رو امتحان خواهند كرد تقاضا ميكنم كه نتيجه رو در همين بحث اعلام كنند و اگر به مشكلي برخوردند سريعا با من تماس بگيرند و يا نظر بگزاريد. 09351556861 "

 

+ نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت 8:55 قبل از ظهر توسط نعیمه عباسی |



یه روزی یه مرده نشسته بوده و داشته روزنامه اش رو می خونده که زنش یهو ماهی تابه رو می کوبه تو سرش!
مرده می گه: برا چی این کار رو کردی؟
زنش جواب می ده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم جنى (یه دختر) نوشته شده بود…
مرده می گه: وقتی هفته پیش برای تماشای
مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش جنی بود.
زنش معذرت خواهی می کنه و می ره به کارای خونه برسه.
سه روز بعد، مرد داشت تلویزین تماشا می کرد که زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگتر می کوبه تو سرش به طوری که مرده تقریبا بیهوش می شه.
مرد وقتی به خودش میاد می پرسه این بار برای چی منو زدی؟
زنش جواب می ده: آخه اسبت زنگ زده بود!

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 دی1390ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط نعیمه عباسی |



قدرت اندیشه

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد :

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .



در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.

 

ای برادر تو همه اندیشه ای
مابقی خود استخوان و ریشه ای

کافیست کبوتر ذهنمان را پرواز دهیم به سمت منبع لایتناهی قدرتش


+ نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1390ساعت 9:7 بعد از ظهر توسط نعیمه عباسی |



دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."

"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

 دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "

 دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!! !! . "
+ نوشته شده در شنبه 28 آبان1390ساعت 9:30 قبل از ظهر توسط نعیمه عباسی |



مهارت های ارتباطی ...

بخش عمده اي از پيام هايي كه شما به ديگران منتقل مي كنيد برخاسته از سرنخ هاي غير كلامي است،از جمله:
زبان بدن
نحوة نشستن، ايستادن و راه رفتن
نحوة استفاده از دستانتان
ظاهر
نحوة پوشش
نگرش
اطمينان به خود
احساسات

ادراك شنونده اینگونه تاثير مي پذيرد:
7% توسط واژه هاي شما
38% توسط آهنگ صداي شما
55% توسط زبان بدن شما

ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟

ارتباط چشمی زیاد باعث می شود تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهم است.

وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود...

چند راه برای تقویت مهارت های ارتباط چشمی:

 برقراری ارتیاظ چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر 5 ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود؛ نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید!

موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. میتوانید 5 ثانیه به یک چشم، 5 ثانیه به چشم دیگر، و 5 ثانیه بعد به دهان فرد نگاه کنیدو چرخه را همینطور دنبال کنید.این تکنیک به همراه مهارت های دیگر گوش کردن مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید ، بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است.

 مشاجرات: اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشان دهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه با چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید.

چگونگي رفتار با مردم:

"هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقـات احـساسـات، مـوجوداتـي كه سرشار از تبعيض، روحــيات پيشداوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،"

برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري:

1-ديگران را با نام صدا بزنيد

اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد.جملات خود را با اسامي افراد آميـخته نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟"

2-اشتباه خود را بپذيريد

اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد.  تـكبـر را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند!

3-علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد

"كارها خوب پيش ميره علي جان؟" . اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند.

4-از ديگران تعريف و تمجيد نماييد.

فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده"علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،"در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود.

5-مراقب حرفهايتان باشيد

اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد

6-قدرداني و سپاسگزاري كنيد

اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد..

7-با فكر و با ملاحظه باشيد

8-از خود گذشتگي كنيد

گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاد خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد

9-متواضع و فروتن باشيد

هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري نماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن به ميان آوريد!

10-به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد

هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است.

 

حال چگونه احترام ديگران را جلب كنيم؟

 

بااينكه همه ي انسانها شايسته احترام هستند، اما متاسفانه برخي قادر به كسب اين احترام نيستند.

مهمترين عوامل در اين زمينه : احترام گذاشتن به ديگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسيدن از تصميم گيري، و خوب لباس پوشيدن است.

1- اولين قدم اين است كه با ديگران با احترام رفتار كنيد. اگر رفتاري غير محترمانه با ديگران داريد، براي آنها هم احترام گذاشتن به شما دشوار خواهد شد.

2-يكي ديگر از عوامل مهم ؛ احترام گذاشتن به خود است احترام به خود يعني داشتن برخوردي مؤدبانه و محترمانه با خود. ممكن است براي كنار آمدن با ناتواني هاي خود، خود را تحقير كنيد، اما اين نوع رفتار به ديگران نشان مي دهد كه شما ارزش احترام آنها را نداريد. اگر خودتان به توانايي هاي خود باور داشته باشيد و اجازه بدهيد كه ديگران نيز از قابليت هاي شما آگاه شوند، قادر خواهيد بود كه به راحتي احترام آنها را به خود جلب كنيد.

3-داشتن اعتماد بنفس: اما به خاطر داشته باشيد كه اعتماد به نفس بيش از حد برعكس اين عمل مي كند و شما رادر نظر ديگران فردي خودخواه و از خود متشكر نشان خواهد داد و باعث مي شود آنها هيچ احترامي براي شما قائل نشوند.

4-تصمیم گیری: اگر بتوانيد با اطمينان و بدون هيچگونه ترديد و دودلي تصميم گيري كنيد، باعث ميشود اطرافيانتان به شما اعتماد پيدا كنند. با اينكه گرفتن مشورت از ديگران هم در اين زمينه اهميت دارد، اما در آخر اين شما هستيد كه بايد تصميم بگيريد.

5-لباس پوشیدن: با اينكه پوشيدن لباس هاي عادي و راحت در اكثر محيط هاي كاري قابل قبول است، اما خودتان شاهد هستيد كه افرادي كه در شركت يا محل كار سِمت هاي بالاتري دارند معمولاً فراتر از حالت عادي لباس مي پوشند.
بااينكه لباسهاي شما نشان دهنده توانايي ها و قابليت هاي شما نيست، اما اطرافيانتان معمولاً از روي لباس پوشيدن شما درموردتان قضاوت مي كنند. از اينرو بايد سعي كنيد كه هميشه برازنده و خوش لباس باشيد. اينكار در جلب احترام دوستان و اطرافيانتان به شما كمك مي كند....

+ نوشته شده در جمعه 29 مهر1390ساعت 9:1 بعد از ظهر توسط نعیمه عباسی |